سایت سرگرمی، تفریحی، جالب، خواندنی، عکس، اس ام اس، پزشکی
تبلیغات
  • صفحه نخست
  • تصاویر خنده دار
  • عکس های دیدنی
  • عکس های عاشقانه
  • عکس بازیگران
  • طنز
  • مطالب جالب و خواندنی
  • خبری
  • مطالب خنده دار و طنز
  • مطالب عاشقانه
  • انواع فال گوناگون
  • انواع طالع بینی
  • فال روز
  • پیامک تبریک
  • پیامک خنده دار
  • پیامک عاشقانه
  • پیامک سرکاری
  • اخبار سینما و هنری
  • بیوگرافی بازیگران خارجی
  • بیوگرافی بازیگران ایرانی
  • مصاحبه و گفتگو
  • رژیم غذایی و لاغری
  • بهداشت ، زیبایی و فشن
  • مدل لباس و مانتو جدید
  • پزشکی و سلامتی
  • خواص خوراکی ها
  • روانشناسی و خانواده
  • زنان و مردان ایرانی
  • سبک زندگی
  • دانشمند و فناوری روز
  • آموزش و ترفند موبایل
  • آموزش و ترفند کامپیوتر
  • آموزش شیرینی پزی
  • آموزش آشپزی
  • تاریخ و آثار باستانی
  • اعتیاد و مواد مخدر
  • مجله خبری روز
  • دینی و مذهبی
  • دنیای اتومبیل
  • ایرانگردی و جهانگردی
  • دانستنی ها
  • ورزشی
  • تبلیغات
    تبلیغات
    برگزیده های سایت
    تبلیغات
  • بازیکن تیم ملی فوتبال ایران یکبار دیگر در رادار «سلتیک» اسکاتلند

  • ادامه روزهای جذاب جام جهانی بانوان: صعود انگلیسی‌ها در شب حذف سلسائو

  • چاچیچ برای مذاکره با پرسپولیس به استانبول نمی‌آید؟/3 گزینه دیگر روی میز سرخ‌ها

  • چلسی،ساری، یوونتوس و آینده مبهم؛ به استقبال روزهای مه‌آلود

  • اولین تمرین غفوری و غیبت دوباره باقری/ خوش و بش استراماچونی با استقلالی‌ها

  • کی‌روش: VAR کودکی است که باید استعدادهایش شکوفا شود!/ امیدوارم بابت انتقاد از کمک داور ویدئویی بازداشت نشوم

  • اسکالونی: به اندازه کافی کامل بودیم/ ونزوئلا رقیب خطرناکی است

  • تمایل ستاره پیشین بارسلونا برای بازگشت به این تیم

  • دنیله ده‌روسی در سری آ می‌ماند

  • یادداشت اصغر مازیار/ راه‌های موفقیت پرسپولیس در دوران "پسا‌‌ برانکو"

  • کولیبالی به فولاد خوزستان پیوست/ احتمال اضافه شدن یک بازیساز به تیم نکونام

  • کوچک‌زاده سرپرست تیم نساجی شد

  • مسعود ریگی: به آرزویم رسیدم و احساس فوق‌ا‌لعاده‌ای دارم

  • نحوه برخورد

    مجموعه : گالری عکس های دیدنی و جالب

     

    ﺩﻭ ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻢ ﺗﻮ ﻣﺤﻞ ﮐﺎﺭﺷﻮﻥ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩﻧﺪ.
    ﺍﻭﻟﯽ: «ﺩﯾﺸﺐ، ﺷﺐ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ. ﺗﻮ ﭼﻪ ﻃﻮﺭ؟»
    ﺩﻭﻣﯽ: «ﻣﺎﻝ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺑﻮﺩ. ﺷﻮﻫﺮﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪ ﺧﻮﻧﻪ ﻇﺮﻑ ﺳﻪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺷﺎﻡ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﻭ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺭﻓﺖ و افتاد رو تخت ﻭ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩ. ﺑﻪ ﺗﻮ ﭼﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﮔﺬﺷﺖ؟»
    ﺍﻭﻟﯽ: «ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺎﻋﺮﺍﻧﻪ ﻭ ﺟﺎﻟﺐ ﺑﻮﺩ. ﺷﻮﻫﺮﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪ ﺧﻮﻧﻪ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺗﺎ ﻣﻦ ﯾﻪ ﺩﻭﺵ ﻣﯽ‌ﮔﯿﺮﻡ ﺗﻮ ﻫﻢ ﻟﺒﺎﺳﺎﺗﻮ ﻋﻮﺽ ﮐﻦ ﺑﺮﯾﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺷﺎﻡ. ﺷﺎﻡ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ ﺗﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺮﮔﺸﺘﯿﻢ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﻣﻨﺰﻝ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﻤﻊ ﺭﻭﯾﺎﯾﯽ ﮐﺮﺩ.»
    از قرار، همسران این دو خانم نیز همکار هم بودند و داشتند درباره دیشب صحبت می‌کردند.
    ﺷﻮﻫﺮ ﺍﻭﻟﯽ: «ﺩﯾﺮﻭﺯﺕ ﭼﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﮔﺬﺷﺖ؟»
    ﺷﻮﻫﺮ ﺩﻭﻣﯽ: «ﻋﺎﻟﯽ ﺑﻮﺩ. ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺷﺎﻡ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﺁﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ. ﺷﺎﻡ ﺭﻭ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﺑﻌﺪﺵ ﺭﻓﺘﻢ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻡ. ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺗﻮ ﭼﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺑﻮﺩ؟»
    ﺷﻮﻫﺮ ﺍﻭﻟﯽ: «ﺭﺳﯿﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺷﺎﻡ ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﻢ، ﺑﺮﻕ ﺭﻭ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﭼﻮﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﺣﺴﺎﺑﺸﻮ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪﯾﻢ ﺑﺮﯾﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺷﺎﻡ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ. ﺷﺎﻡ ﻫﻢ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮔﺮﻭﻥ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ ﻭ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪﯾﻢ ﺗﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ. ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﻕ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺷﻤﻊ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﻢ.»

    ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﺻﻞ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﭼﯿﻪ، ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ. برداشت، نحوه برخورد و ﺷﮑﻞ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺷﻤﺎ مهم است…